<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>هیدروژئولوژی</title>
    <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>هیدروژئولوژی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>به‌کارگیری تکنیک ردیابی در علاج‌بخشی نشت سدها ( مطالعه موردی: سد زمکان کرمانشاه)</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_20144.html</link>
      <description>یکی از بهترین روش‌ها جهت تعیین مسیرهای نشت آب از سدها، به‌کارگیری تکنیک‌های ردیابی به‌ویژه مواد رنگی فلورسنت می‌باشد. در اولین آبگیری سد زمکان واقع در استان کرمانشاه، آثاری از نشت در خلیج موجود در شمال مخزن مشاهده شد و چشمه‌هایی در پایین‌دست سد ظاهر گردیده و چشمه‌های قبلی موجود در منطقه پر‌آب‌تر شدند. به‌منظور تشخیص مسیرهای نشت و فرار آب و همچنین شناخت نحوه حرکت و نوع رژیم جریان آب (افشان یا مجرایی) و میزان توسعه کارست، یک مرحله عملیات ردیابی در محل خلیج انجام شد. در این عملیات، از ماده رنگی فلورسنت اورانین استفاده گردید. ماده ردیاب در تعدادی از گمانه&amp;amp;lrm;ها (گمانه‌های T1، T2، T3 و T5) و در چشمه‌های پایین‌دست سد (چشمه‌های نشت 1 تا 18 در جناح چپ و چشمه‌های 7 گانه جناح راست رودخانه) و چشمه نظری مشاهده شد. سرعت ردیاب بیانگر جریان مجرایی (توسعه‌نیافته) در این ناحیه بود. به‌منظور جلوگیری از نشت آب از خلیج جناح چپ دو گزینه پیشنهاد گردید. گزینه اول اجرای پرده آب‌بند در داخل یک گالری به طول حدود 300 متر از انتهای پرده موجود تا سازند کشکان که به‌عنوان سازند آب‌بند در تکیه‌گاه چپ عمل می نماید. گزینه دوم شامل اجرای روکار پرده آب‌بند در محل خلیج جناح راست که آثار نشت در آن مشاهده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تکامل هیدروژئوشیمیایی و فرآیندهای واکنش آب و سنگ در آبخوان مرزی درگز</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_20897.html</link>
      <description>دشت درگز تنها دشت شمال ارتفاعات هزار مسجد در مرز شمالی کشور بوده و در مرز ترکمنستان واقع شده است. با توجه به اهمیت آبخوان‌ درگز در تأمین نیازهای آبی منطقه و وابستگی شدید معیشت مرزنشینان منطقه به آب‌های زیرزمینی و اهمیت منطقه از نظر پدافند غیرعامل، شناخت دقیق سیستم آبخوان ضرورت دارد. جهت بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت آب زیرزمینی، فرآیند غالب کنترل‌کننده کیفیت آب زیرزمینی، و روند تکامل هیدروژئوشیمیایی آب‌های زیرزمینی دشت درگز، تعداد 45 نمونه آب از منابع آبی منطقه نمونه‌‌برداری و با استفاده از تکنیک&amp;amp;rlm;های هیدروژئوشیمیایی مختلف، نتایج آنالیز شیمیایی نمونه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، برای فهم لایه‌بندی، ساختارهای زمین‌شناسی زیرسطحی آبخوان، تغییرات ضخامت و پیوستگی جانبی لایه‌ها، و ارتباط آبخوان‌های آبرفتی با کارستی، مقاطع عرضی لیتولوژی در راستاهای مختلف دشت و مدل‌ سه‌بعدی آبخوان، از روی تفسیر داده‌های ژئوفیزیکی و لاگ‌های 83 حلقه چاه به دست آمد. نتایج نشان می‌دهد در آبخوان درگز، تکامل هیدروژئوشیمیایی آب زیرزمینی در مسیر جریان آب‌های زیرزمینی، از مناطق تغذیه در شمال‌غرب به سمت مناطق تخلیه در جنوب‌شرق و شرق صورت می‌گیرد و واکنش آب و سنگ و تا حدی تبخیر، عامل اصلی تعیین‌کننده شیمی آب‌های زیرزمینی است. تیپ آب‌ها از کربناته (به‌دلیل تغذیه از سازند تیرگان) به سولفاته سدیک-کلسیک، به‌دلیل تاثیر کانی‌های تبخیری سازندهای سرچشمه، پسته‌لیق، چهل‌کمان و رسوبات نئوژنی تغییر می‌کند. نتایج مقاطع عرضی زمین‌شناسی و مدل سه‌بعدی لیتولوژی نشان دهنده تغییرات ضخامت آبرفت‌ها در آبخوان می‌باشد. در آبخوان جنوبی به ‌دلیل ضخامت زیاد رسوبات رسی، تغذیه کم و عدم ظهور چشمه‌های پرآب در پیرامون ارتفاعات الله‌اکبر‌، ارتباط آبخوان آبرفتی با کارستی تنها در مناطق جنوب شرقی چاپشلو و پرکند وجود دارد. اما، در آبخوان شمالی در ابتدای رودخانه درونگر، احتمال تغذیه آبخوان آبرفتی از ارتفاعات آهکی سازند تیرگان (از دره کارستی شمخال) وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر شیب بستر آبخوان آزاد بر تغییرات سطح آب‌ زیرزمینی در اثر بارش با مدل‌سازی عددی</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_20999.html</link>
      <description>مطالعه حاضر به بررسی تأثیر شیب بستر آبخوان آزاد بر تغییرات سطح آب زیرزمینی در اثر بارش می‌پردازد. بدین منظور طرح شماتیک از مسئله به همراه پارامترهای مربوطه در حالتی که جریان در جهت شیب بستر دارد در دو حالت با بارش و بدون بارش با استفاده از نرم‌افزار PMWIN MODFLOW مدل‌سازی شد. پس از صحت‌سنجی نتایج مدل‌سازی عددی، از طریق یک مطالعه پارامتری به بررسی تأثیر شیب بستر، شدت بارش و ضریب هدایت هیدرولیکی خاک‌ در حین بارش بر تغییرات سطح آب آبخوان آزاد پرداخته شد. نتایج نشان داد که تأثیر شیب بستر بر سطح آب زیرزمینی در بارش‌های شدیدتر مشهودتر است و با کاهش شدت بارش از تأثیر شیب بر تغییرات پروفیل سطح آب زیرزمینی کاسته می‌شود. تحلیل‌ ضرایب هدایت هیدرولیکی مختلف در حالت بارش در تمام شیب‌ها، مطابقت خوبی نسبت به یکدیگر داشت که بیانگر بی‌بعد بودن نسبت شدت بارش به ضریب هدایت هیدرولیکی (R/K) است. نتایج حاکی از آن است که پروفیل سطح آب در تمام شیب‌ها از یک معادله درجه سه تبعیت می‌کند. در پژوهش حاضر برای ضرایب این معادله روابطی‌ ارائه گردید که در نهایت می‌توان سطح آب زیرزمینی در اثر بارش را در حالتی که جریان در جهت شیب بستر قرار دارد، تعیین نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی عددی آب زیرزمینی با استفاده از مدل ریاضی (مطالعه موردی: آبخوان کهورستان، استان هرمزگان)</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_21229.html</link>
      <description>محدودیت منابع آب سطحی و بهره‌برداری بیش از حد منابع آب زیرزمینی در نواحی خشک، مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح برای بهره‌برداری پایدار از این منابع را الزام‌آور می‌سازد. شبیه‌سازی آب زیرزمینی با استفاده از مدل‌های ریاضی این امکان را فراهم می‌سازد تا رفتار آبخوان در پاسخ به شرایط مختلف هیدرولوژیکی، اقلیمی و مدیریتی مورد بررسی قرار گیرد. ازاین‌رو این مطالعه باهدف واسنجی، حساسیت‌سنجی، اعتبار‌سنجی و بهینه نمودن ضرایب آبگذری اشباع و آبدهی ویژه آبخوان کهورستان، واقع شده در غرب استان هرمزگان، با مدل هیدرولوژیکی محبوب MODFLOW تحت رابط کاربری GMS انجام گردید. اختلاف بین تراز آب زیرزمینی اندازه‌گیری‌‌شده و شبیه‌سازی‌شده در مراحل واسنجی مدل با معیار ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) ارزیابی شد. میزان RMSE در واسنجی حالت پایدار، واسنجی حالت ناپایدار و صحت‌سنجی به ترتیب برابر با 093/0، 03/1 و 998/0 توسط مدل محاسبه گردید که بیان‌کننده دقت مناسب مدل ساخته شده است. نتایج حاصل از واسنجی مدل در دو حالت پایدار و ناپایدار، نشان داد که مناطق شمال غربی آبخوان دارای بیشترین مقادیر ضریب نفوذپذیری هستند که از 25 تا 35 متر در روز متغیر است. بااین‌حال، در مناطق جنوب شرقی، ضریب نفوذپذیری به‌شدت کاهش می‌یابد. تجمع رسوبات دانه‌درشت و دانه‌ریز منجر به افزایش و کاهش قابل‌توجه ضریب نفوذپذیری در بالادست و پایین‌دست آبخوان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات مکانی پارامترهای کیفی آب زیرزمینی دشت تبریز با استفاده از روش‌های کریجینگ، کوکریجینگ و IDW</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_11143.html</link>
      <description>آب‌ زیرزمینی از جمله منابع بسیار مهم تامین آب در مناطق خشک و نیمه‌خشک است که بررسی تغییرات کیفی و کمی آن بسیار حائز اهمیت است. در دشت تبریز، به‌دلیل کاهش میزان نزولات جوی و به تبع آن  کاهش حجم رواناب سطحی، منابع آب زیرزمینی نقش مهمی در تأمین نیازهای آبی در بخش‌های کشاورزی، شرب و صنعتی دارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی کیفی منابع آب زیرزمینی دشت تبریز از منظر مصارف آبیاری (کشاورزی) و نیز بررسی تغییرات مکانی Cl, EC TDS, و SAR با استفاده از روش زمین آمار است. برای پیش‌بینی تغییرات مکانی پارامتر‌های کیفی آب از نمونه‌های 86 حلقه چاه این منطقه که طی سال‌های 1383تا 1396 اندازه‌گیری شده‌اند، استفاده شد. با مقایسه روش‌های کریجینگ و کوکریجینگ با واریوگرام گوسین و نیز IDW مشخص شد که روش کوکریجینگ با واریوگرام گوسین دارای شاخص پراکندگی (SI) کمتری می‌باشد. بر اساس نتایج حاصل از پهنه‌بندی EC، SAR و همچنین طبقه‌بندی آب زیرزمینی منطقه بر اساس دیاگرام ویلکاکس، کیفیت آب زیرزمینی دشت تبریز غالبا بین کمی شور تا شور متغیر قرار دارد. عوامل متعددی همچون: برداشت زیاد آب از آبخوان دشت تبریز ، وجود سازندهای مارنی در محدوده دشت تبریز و وجود سازندهای شور در بالادست رودهایی که از این دشت می گذرند در بالا بودن شوری دشت تبریز موثر است.    	آب‌ زیرزمینی از جمله منابع بسیار مهم تامین آب در مناطق خشک و نیمه‌ خشک است که بررسی تغییرات کیفی و کمی آن بسیار حائز اهمیت است. در دشت تبریز، به‌دلیل کاهش میزان نزولات جوی و به تبع آن  کاهش حجم رواناب سطحی، منابع آب زیرزمینی نقش مهمی در تأمین نیازهای آبی در بخش‌های کشاورزی، شرب و صنعتی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی کیفی منابع آب زیرزمینی دشت تبریز با استفاده از شاخص WQI</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_12703.html</link>
      <description>بدون شک آب، سنگ بنای تمدن بشری بوده است و همچنین یکی از حیاتی ترین نیازها برای زندگی پایدار و رضایت‌بخش در طول حیات بشری می‌باشد. بزرگترین منبع آب شیرین قابل دسترس برای انسان در زیرزمین و در داخل سازندهای زمین شناسی جای گرفته است. از دیرباز تمام تمدن‌های بشری در کنار منابع مطمئن آب بنا شده‌اند و در حال حاضر نیز نقش مهمی در توسعه همه جانبه مناطق شهری و روستایی دارد. افزایش روزافزون آلاینده‌های شیمیایی شهری و صنعتی و شیوه‌های نوین کشاورزی تهدیدی جدی برای آب‌های زیرزمینی به‌حساب می‌آیند.  به هنگام ارزیابی توسعه مناسب یک منطقه، کیفیت آب از مهمترین عواملی است که باید بررسی شود. کیفیت آب باید بر اساس متغیرهای فیزیکی و شیمیایی در ارتباط با استفاده از آب، تعریف شده باشد. از جمله شاخص‌های مهم برای بررسی کیفیت آب، شاخص کیفیت آب( Water Quality Index ) می‌باشد. در تحقیق حاضر، شاخص کیفیت آب زیرزمینی (با استفاده از پارامترهای سولفات، کلر، بی‌کربنات، PH، جامدات نامحلول، سختی کل، هدایت الکتریکی، پتاسیم، سدیم، منیزیم و کلسیم ) برای دشت تبریز برای دو فصل تر و خشک، با استفاده از داده‌های 86 چاه (طی بازه زمانی 1395-1381) محاسبه شده است. نقشه‌های پهنه‌بندی شاخص کیفیت اب با استفاده از روش‌های زمین آمار کریجینگ و کوکریجینگ  و انتخاب بهترین مدل از بین مدل‌های توانی، گوسین، دایروی و کروی، ترسیم شده است. نتایج حاکی از آن بودکه مدل توانی در هر دو روش کریجینگ و کو کریجینگ از دقت مطلوب‌تری نسبت به سایر مدل‌ها برخوردار است و غالب دشت تبریز دارای آب با کیفیت ضعیف برای آشامیدن می‌باشد، همچنین فصول خشک دارای کیفیت آب به نسبت بهتری نسبت به فصول تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از الگوریتم SEBAL و تصاویر سنجنده MODIS جهت تخمین تبخیر و تعرق واقعی (مطالعه موردی: حوضه آبریز دریاچه ارومیه)</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_12806.html</link>
      <description>تبخیر و تعرق از مؤثرترین مؤلفه‌های بیلان آبی یک حوضۀ آبریز در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان است و برآورد صحیح آن برای مدیریت بهینۀ منابع آبی کشور بسیار مهم است. در این تحقیق با استفاده از الگوریتمSEBAL  و تصاویر ماهواره‌ سنجندهMODIS ، نرخ تبخیر و تعرق واقعی حوضه آبریز دریاچه ارومیه برآورد گردید. به منظور ارزیابی دقت نتایج نرخ تبخیر و تعرق واقعی از داده‌های لایسیمتری استفاده شد. برای تولید سه ترم عمده شارهای بیلان انرژی از تعدادی از محصولات سنجنده MODIS در کنار داده‌های زمینی استفاده گردید. تصاویر تبدیل فرمت شده وارد نرم‌افزار ILWIS گردید. در نهایت برای ارزیابی عملکرد الگوریتم از شاخص‌های آماری R2، MBE و RMSEاستفاده شد. نتایج نشان داد بیشترین مقدار تابش خالص رسیده به سطح زمین، در ماه می و مقدار بیشینه شار تابش محسوس در ماه آوریل اتفاق افتاد. در میان ترم‌های شارهای بیلان انرژی کمترین تأثیر را ترم شار گرمای زمین داراست. بیشترین نرخ تبخیر و تعرق واقعی، در ماه جولای رخ داده و مجموع سالانه ارتفاع تبخیر و تعرق واقعی معادل 1748 میلیمتر می‌باشد که حدود 65% از این مقدار در ماه‌های می تا اکتبر اتفاق می‌افتد. مقدار شاخص R2 برابر با 84/0، MBE 53/0میلی‌متر و RMSE برابر با 3/1 (نشان از دقت قابل قبول الگوریتم مورد نظر است) بدست آمد. الگوی مکانی تبخیر و تعرق نشان داد که اراضی کشاورزی واقع در بخش غربی، جنوبی و شرقی حوضه آبریز بیشترین مقادیر ارتفاع تبخیر و تعرق واقعی را دارند و تغییرات زمانی نشان داد که مقادیر ارتفاع تبخیر و تعرق واقعی از ماه آوریل تا ماه جولای افزایش داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر گنبد نمکی رمقان در افزایش شوری بخشی از رودخانه جره، استان فارس</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_14451.html</link>
      <description>در این مطالعه به ارزیابی ارتباط هیدروژئولوژیکی گنبد نمکی رمقان با آبهای سطحی و زیرزمینی منطقه پرداخته شده است. برای این منظور اندازه‌گیری درصد عناصر کانیایی موجود در سنگ‌ها با آنالیز XRD از مغزه‌های برداشت‌شده از 10 گمانه ژئوتکنیکی صورت گرفت. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از عدم وجود گسترده لایه‌های نمک در رخنمون گنبد می باشد. در این شرایط جریان آبهای زیرزمینی در آبخوان آبرفتی نمی‌تواند به تنهایی نقش اصلی در تامین مقدار شوری آب های پایین‌دست را داشته باشند و انحلال هالیت به عنوان منشأ اصلی شوری آب‌های زیرزمینی بایستی در نواحی دیگر گنبد نمکی رخ داده باشد. براساس نتایج انالیزهای هیدروشیمیایی، انحلال هالیت موجود در گنبد نمکی رمقان نقش اصلی را در افزایش شوری در منطقه به عهده دارد. با توجه به تغییرات خصوصیات هیدروشیمیایی می‌توان آبهای سطحی را در چهار گروه A تا D دسته‌بندی کرد که گروه A آب شیرین رودخانه با مقادیر EC 600 الی 725 میکروزیمنس بر سانتی‌متر، گروه C شورابه های تجمع یافته در سطح با مقادیر EC بیش از 350000 میلی‌گرم بر لیتر و گروه‌های B و D حاصل اختلاط نسبیتی این دو گروه با یکدیگر هستند. سطح آب زیرزمینی بالاتر از سطح رودخانه و جریان آب زیرزمینی از اطراف به سمت رودخانه است؛ بنابراین رودخانه جره یک رودخانه گیرنده و سطح اساس فرسایش منطقه است و آب زیرزمینی در چند مقطع در امتداد گنبد نمکی با آب‌های سطحی اختلاط پیدا کرده است. آب زیرزمینی اختلاط‌یافته با رودخانه را بایستی به یک یا ترکیبی از سه منشأ متفاوت زیر نسبت داد: 1) آب رودخانه که در بالادست به زمین نفوذ می‌کنند  2) بارندگی که از طریق آبفروچاله‌ها و شکستگی‌های سطح گنبد نمکی به آبخوان نفوذ می‌کنند و 3) آب‌های زیرزمینی سازندهای کارستی که از طریق مجاری زیرزمینی به سمت رودخانه جره جریان می‌یابند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مناطق امیدبخش برای انرژی ژئوترمال با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای در منطقه سبلان</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_16685.html</link>
      <description>مناطق داری پتانسیل زمین‌گرمایی به ‌طور طبیعی دارای شواهدی در سطح زمین هستند که در پروژه‌های اکتشاف انرژی زمین‌گرمایی از این شواهد برای مکان‌یابی اولیه آن‌ها استفاده می‌شود. هدف این پژوهش شناسایی مناطق مستعد زمین گرمایی سطحی با ترکیب دمای سطح و فلوهای انرژی حاصل از روش سبال با استفاده از داده‌های حرارتی سنجنده TIRS ماهواره لندست 8 در منطقه سبلان اردبیل واقع در شمال غرب کشور می‌باشد. برای این منظور و به دلیل حداقل بودن اثر تشعشعات خورشیدی، یک تصویر از داده‌های لندست 8 به تاریخ 23 ژوئن 2021 مورداستفاده قرار گرفت و با استفاده از الگوریتم‌های تک باندی جیمز &amp;amp;ndash; سوبرینو و پنجره مجزا، نقشه دمای مشاهداتی سطح زمین مشخص گردید. همچنین با استفاده از الگوریتم توازن انرژی در سطح زمین (سبال) مقدار تشعشعات خالص دریافتی توسط سطح زمین (Rn)، انرژی خالص هدایت شده به زمین (G) و مقدار تابش جذب‌شده خورشیدی توسط سطح (Rsolar)، محاسبه گردید. با ترکیب این لایه‌های اطلاعاتی با دمای مشاهداتی سطح، مناطق مستعد انرژی زمین‌گرمایی شناسایی و تعیین گردیدند. نتایج نشان داد که مناطقی در شهرهای اردبیل، سرعین و مشگین شهر هستند که مناطق مستعد زمین گرمایی می‌باشند و وجود آبگرم طبیعی در شهر مشگین شهر و سرعین احتمال وجود منابع زمین گرمایی را افزایش داده و تأییدگر این مطلب می‌باشد که منطقه مورد مطالعه از پتانسیل بالایی جهت اکتشاف منابع ژئوترمال برخوردار می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان جذب آرسنیک از محلولهای آبی با استفاده از نانولوله‌های کربنی چند جداره عامل دار شده (MWCNTs-COOH) با روش مغناطیسی (Fe3O4)</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_18021.html</link>
      <description>حذف فلزات سنگین از فاضلاب موضوعی قابل توجه در زمینه آلودگی آب است که یک معضل جدی در کاهش کیفیت آب می‌باشد. آزمایشات جذب در غلظت‌های مختلف، زمان تماس، دوز جاذب، pHهای مختلف بررسی شدند. ایزوترم‌های جذب بر روی جاذب‌ها براساس آزمون مدل‌های ایزوترم جذب فروندلیچ و لانگمویر تعیین گردید. همچنین براساس سنتیک شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی گردید. آرسینک یکی از مهمترین آلاینده های آبی است که علاوه بر کاربردهای فراوانی که این کانی در صنعت دارد، باعث خطرات فراوانی در محیط زیست می‌شود. ترکیبات آرسنیک در بسیاری از مواد، مورد استفاده قرار می‌گیرد از موارد کاربرد آن می‌توان حشره کش‌ها، جونده کش‌ها، سموم گیاهی، مواد سرامیکی را نام برد. یکی از مکانیزم‌های حذف آرسینک از محیط‌های آبی، فرآیند جذب سطحی است. در این مطالعه کارایی نانولوله‌های کربنی چند جداره، مغناطیسی شده با نانوذرات اکسید آهن (Fe3O4) مورد بررسی قرار گرفت. مشخصات فیزیکی و ساختاری جاذب با تکنیک‌های XRD ,TEM, FESEM  مورد آنالیز قرارگرفت. شرایط بهینه برای حذف آرسینک در2=pH، غلظت mg/l6، مدت زمان minutes30 در دمای محیط را نشان می‌دهد، مقدار جاذب mg/g0.02، در آنالیز تمام نمونه‌ها انتخاب شده است. همچنین نمودارهای تعیین برازش، مدل‌های فروندلیچ (R2&amp;amp;gt;0.9981) و شبه درجۀ دوم (0.9998 =R2) به ترتیب به عنوان مدل‌های بهینۀ ایزومتری و سینتیکی تعیین شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی و آسیب‌شناسی طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی در ایران</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_18369.html</link>
      <description>متوسط کسری حجم مخزن بلندمدت آبخوان‌های کشور از سال 1350 تا 1401 معادل 48 میلیارد مترمکعب می‌باشد. لذا تغییر رویکرد اساسی در سیاست‌ها و استراتژی‌های بخش آب اجتناب‌ناپذیر است. از سال 1393 طرح احیاء و تعادل بخشی منابع آب‌ زیرزمینی در دستور کار وزارت نیرو قرار گرفت. هدف این پژوهش معرفی و آسیب‌شناسی طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی بوده که این کار در سه گام انجام شد. در گام اول عوامل مؤثر بر عدم تحقق کامل اهداف طرح، در گام دوم مسائل و مشکلات موجود در اجرای هر یک از پروژه‌های طرح مورد و درگام سوم مساله شناسی و آسیب‌شناسی طرح و احیا و تعادل بخشی انجام شد. نتایج نشان داد ظرفیت‌های ناکافی قانونی، عدم استفاده مؤثر از احکام برنامه‌های توسعه و اسناد بالادستی در سازمان‌دهی مناسب و جلب مشارکت جامعه بهره‌بردار؛ ناکارآمدی و وجود تعارض منافع در مدیریت آب‌های زیرزمینی؛ وجود تعارض در سیاست‌ها، تناقض در اسناد بالادستی و منافع بین بخشی، فقدان جامع‌نگری در برنامه‌ریزی، اجرا و پایش طرح احیاء و تعادل بخشی، از عوامل مؤثر در عدم تحقق کامل اهداف طرح می‌باشند. نتایج ، بیانگر دو نکته اساسی است؛ اول اینکه به نظر می‌رسد با تداوم پروژه‌های طرح به شکل کنونی، اهداف طرح برای جبران کسری مخزن آبخوانها محقق نخواهد شد. دوم اینکه  اجرای طرح باید با در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی طرح و ارائه راهکارهای مناسب و عملی برای معیشت جایگزین بهره‌برداران و ذی‌نفعان طرح به کشاورزی، انجام پذیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مناطق مستعد فرونشست زمین در دشت سلماس با استفاده از چهارچوب GARDLIF و ماشین‌های یادگیری</title>
      <link>https://hydro.tabrizu.ac.ir/article_20275.html</link>
      <description>فرونشست یک پدیده بسیار آرام زمین‌شناسی است که علاوه بر کاهش تراز سطح آب زیرزمینی عوامل دیگری نیز وجود دارند که در فرونشست زمین نقش دارند. بعبارتی این پدیده تحت تاثیر فاکتورهای زمین‌شناسی از جمله وجود گسل، لایه‌های رسی، خاک‌های آلی و مناطق با ضخامت زیاد لایه‌ آبدار و همچنین فعالیت‌های انسانی مانند معدن‌کاری، زهکشی خاک‌های ارگانیک و افت آب‌های زیرزمینی بر اثر برداشت بی‌رویه رخ می‌دهد. دشت سلماس در شمال غرب ایران، و شوره‌زارهای دریاچة ارومیه در قسمت شرق آن واقع شده است. با توجه به مطالعات انجام شده فرونشست در این منطقه 12 سانتی‌متر در سال است. بنابراین در این تحقیق با بهره‌گیری از چهارچوب GARDLIF و ماشین‌های یادگیری پهنه‌بندی فرونشست زمین در دشت سلماس انجام شد. به این منظور از هفت پارامتر از جمله افت سطح آب زیرزمینی، تخلیه آبخوان، تغذیه آبخوان، کاربری اراضی، محیط آبخوان و فاصله از گسل‌ها) استفاده شد. نتایج به‌دست آمده حاکی از بیشترین امکان وقوع فرونشست مربوط به مناطق اطراف شهر سلماس و بخش غربی و شمال شرقی آبخوان است. در شواهد میدانی نیز در محدوده شهر سلماس فرونشست به صورت فروچاله‌ها و شکاف مشاهده شد. تحلیل حساسیت مدل نشان داد که مؤثرترین پارامتر مؤثر بر فرونشست زمین افت سطح آب زیرزمینی (G) و پمپاژ از آبخوان (D) با میانگین تغییرات 2/0 و 12/0 و کم اثرترین پارامتر فاصله از گسل با میانگین تغییرات1 هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
